باران نفس مامان و باباشباران نفس مامان و باباش، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره

نخودی من و باباش

عید قربان تا عید غدیر 92

1392/8/7 14:38
نویسنده : مریم و حمید
145 بازدید
اشتراک گذاری

نازنین دختر مامان سلام

عزیزم برات بگم که تو این دو هفته چی شد

روز عید قربان خونه مامانی دعوت داشتیم عمو حامدو ، عمه فائزه و عمه ریحانه هم بودند(8/24)

همون روز بعد از ناهار منو باباحمید و شما اولین سفر سه تایی مونو به سمت بروجرد شروع کردیم

همش نگران عکس العمل شما بخاطر مسیر و مدت طولانی تو ماشین بودن بودم که ماشالا تمام مسیر رو آروم بودی و کلا خواب بودی و فقط موقع شیر بیدار میشدی

3 روز اونجا بودیم که کلی به مامان بابا و شما خوش گذشت متاسفانه عکس نگرفتیم

سه شنبه (8/30) هم بالاخره شاخ غول و شکستیم و شما واکسن 4ماهگیت رو زدی

پنجشنبه دوم آبان عید غدیر بود که رفتیم خونه مامانی عیددیدنی و شما از مامانی عیدیتونو گرفتین (50ت)

بعد هم دایی محمد اومد خونمون و عیدی مامان جون بابا جون رو که براتون فرستاده بودن رو داد به شما (50ت)

مامانی حسابی وضعت خوب شده هان لبخند

قرار شد برات با عیدیات حساب بانکی باز کنیم

شبش هم رفتیم تولد کیانمهر که از طرف شما براش خانواده فیلا رو کادو بردیم

از راست به چپ:

پرنیا _ کیانمهر _ باران _ سارینا

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)